تبليغاتX
Daisypath Anniversary tickersLilypie 2nd Birthday Ticker عسل خانوم -

دیشب بعد از شیر دادن به دختری خوابم نبرد.آدم بیکار هم که چه کاری برای انجام دادن داره؟مخم رو به کل تعطیل کردم و فرستادمش آخر هفته بره با خانوم بچه ها خوش بگذرونه خودمم سرم رو فرو کردم توی بالش و هی به همسری که آروم کنارم خوابیده بود فکر کردم و آبغوره گرفتم.کلی سناریوی سوزناک برای خداحافظیمون نوشتم و پا به پاش اشک ریختم.بیکاریه دیگه.همش تقصیره این جوجه بلاست اگه به موقع بگیره بخوابه و هی توی خواب نق نزنه خوب منم بیخواب نمیشم که هی به مغزم مرخصیه تشویقی بدم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 8:23  توسط عسل خانوم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من متولد سال 63 هستم و همسری آخر 60 .ما بعد از یه دوره دوستیه 3 ساله 24 بهمن 84 ازدواج کردیم و ساعت 2:50دقیقه بعد از ظهر روز 23 بهمن 86 صاحب اولین فرزندمون که یه دختر ناز نازیه شدیم.روزی که این وبلاگ رو باز کردم عرصه بهمون خیلی تنگ بود.امروز اما پر از امید هستیم.برنامه های زیادی برای آینده داریم و به افق زندگیمون روشن نگاه میکنیم.هنوز راه درازی در پیش داریم و من اینجا مینویسم از خوشی ها و ناخوشی هامون.

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
پیوندها
گیلاس خانوم
من و همسرم عاشقانه هم را دوست داریم
یک جای دنج
منتظر کفشدوزک نازم هستم
مامان غزل
آرام عزیز
شیرین بانو
حال من بی‌ تو
لیلی نازنین و آراز
صحرا
سمیه مامان نگار
یه اردیبهشتی تمام عیار
رونیکا
آرتین شکلات فندقی
من و ماهی کوچولوم
پیتی(.... این روزها)
تربچه های مامان
مونس(کلبه سفید)
از قلب کویر
روزهای آبی من
شازده خانوم
سالهای دور از خانه
بلاگ می‌
و اینک آخر دنیا
روزانه های تربچه و پیازچه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM